احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
341
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
در مواقع رأى دادن و انتخابات نبود ( زيراكه چندى پس از استيضاح عده از دموكراتها ملتفت پارهء از اعمال رؤساى خود شده و بالنتيجه فراكسيون به دو دسته منقسم گرديد ) ولى در سياست خارجى و حفظ حكومت و كمك به اشخاص كاركن سياست آلمان و عثمانى اكثريت ثابت قطعى با دموكراتها و بىطرفها بود تا اينكه متدرجا رؤساى احزاب ديگر مجلس نيز بوسايل مختلفه به طرف سياست مزبور كشانده شده و عده قليلى مخالفين از ترس تهمت مجبور بسكوت و مشاهده اضمحلال و فناء مملكت خود بودند . بواسطه حدت و حرارت افكار محيط سياست طهران بلكه تمام ايران كه دستهاى عامل بطور مصنوعى ساخته و عقايد يك مشت مردمى را كه آب گلآلود براى صيد ماهى مىخواستند قايممقام افكار واقعى عمومى قرار داده بودند و از طرفى بازار تهمت و افترا را بالخصوص رواج داده بودند تقريبا هيچكس در آنموقع بسيار سخت تاريخى باستثناى عصر جديد شايد تن به اين فداكارى درنداده و علنا قدرت اظهار عقيدت نداشت . بارى با وجود حالت روحيه مذكوره مجلس سيم باز هم پس از حاضر شدن زمينه عمليات مشتعل شدن آتش ايرانسوز پيشوايان سياست ورود قشون روس و انگليس بايران وجود همين مجلس را نيز مضر به حال خود ديده و درصدد تعطيل آن برآمدند به همين ملاحظه و نه بهانه ترس از ورود قشون روس روز دوم انتشار خبر حركت قشون از قزوين به ينگى امام شاهزاده سليمان ميرزا ليدر فرقه دموكرات ، ميرزا سليمان خان معاون وزارت داخله ، ميرزا محمد على خان كلوب ، وحيد الملك ، اديب السلطنه ، مساوات و يكى دو نفر ديگر با يك عده مستخفظ ژاندارم به طرف قم حركت كرده به سايرين راهنمائى نمودند و كميته دفاع ملى و يا دربار كلاهفرنگى قم را تشكيل دادند . سايرين از همخيالها نيز متدرجا به آقايان ملحق و عدهء از نمايندگان ملت بدبخت ايران خود عملا انحلال مجلس را تصويب و سند عدم لياقت ايرانيها را در داشتن نعمت مشروطيت امضا كردند . عمليات بيرويه ژاندارمرى يكى از عوامل بزرگ بدبختى ايران نيز اخيرا عمليات بىرويه قسمتى از ژاندارمرى دولتى شد . پس از شروع بجنگ بين المللى صاحبمنصبان داخل در صف ( خدمت اكتيف ) ژاندارمرى از طرف دولت سوئد احضار گرديدند . در آنوقت از طرف دولت ايران اقدامات جدى به عمل آمد كه از احضار صاحبمنصبان مزبور جلوگيرى شود ولى متاسفانه دولت سوئد اين تقاضا را نپذيرفت تا آنكه دولت ايران به ماندن ماژور فلكه تنها قناعت كرد و دولت سوئد با ماندن مشار اليه موافقت نمود ولى خود ماژور فلكه مايل نشد در ايران بماند بنابراين ژاندارمرى دولتى بصاحبمنصبان غير داخل در صف سپرده شد و طبعا مسئوليت اخلاقى دولت سوئد در اعمال آنها سلب گرديد تمايلات شخصى صاحبمنصبان مزبور و با جهات و علل ديگر باعث شد كه متدرجا ژاندارمرى ( يعنى همان قوه تامينيه كه با هزاران زحمات حكومتهاى مختلفه ايران با چند كرور خرج تقريبا به حد رشد رسانده بودند ) در تحت يك عده صاحبمنصبان وظيفهنشناس خود كه بايد خود را مكلف باجراى احكام دولت رسمى ايران بدانند و لاغير يكى از عناصر بزرگ پيشرفت سياست آلمان و عثمانى شده پس از حركت كميتهچىهاى قم علنا علم طغيان برافراشتند مضرات خيانت يك مشت صاحبمنصبان وظيفهنشناس بقدرى زياد است كه مشكل است مملكت ما به اين زوديها از عواقب وخيمهء آن خلاصى يابد . آرى ايران بدبخت است زيرا كه قوه مصلحه دولتى او كه در تحت رياست صاحبمنصبان اروپائى يعنى صاحبمنصبانى كه بايد به ديسيپلين نظامى كاملا آشنا بوده و پيرامون داخل شدن در سياست نگردند و حقوق آن مملكتى را كه جيرهخوار آن مملكت بودند پايمال ننمايند و خود را مكلف باطاعت احكام حكومت رسمى مملكت بدانند بر خلاف اراده پادشاه و هيئت دولت و بر خلاف منافع مملكتى كه بر آنها حق نمك دارد اقدام ننمايند بطورىكه ديديم يكى از وسايل مستقيم جلب قشون اجنبى بايران گرديدند ! شئامت گذشته - اميد آتيه چنان كه گفتيم ما سال گذشته را براى ايران سال مشئومى ميدانيم و اميدواريم و يا لااقل خيلى نبايد مأيوس باشيم كه شايد سال نو بهتر از سال گذشته باشد . كابينه آقاى سپهسالار اعظم تازه تشكيل شده و در واقع سال تازه شاهد اعمال حكومت تازه خواهد بود . معلوم است زمامداران حال و استقبال ايران مشكلات بزرگ در پيش داشته و مسئوليتهاى بزرگ نسبت به مملكت خودشان برعهده ميگيرند و چيزى كه مهمتر است اين است كه فراموش نمىكنند كه بازگشت بترتيبات سابق غيرقابل امكان است ، عادات و عمليات سابق قهرا بايد تغيير كند . ايران حاليه ايران قديم نيست كه در يك گوشه از دنيا دوردست واقع شده و زمامدارانش بتوانند جريان عمومى اوضاع دنيا را مراعات نكنند . برعكس امروز ايران يك گوشه بسيار جالب توجه از دنياى عمومى را تشكيل ميدهد و بنابراين از آنچه كه در اين دنياى جديد بىمورد و مذموم است بايد قويا اجتناب نموده و در ضمن هم خود را مصروف باصلاحات داخلى نمود . اين نكته هيچوقت نبايد فراموش شود كه حتى